شنبه, 08 فروردين 1394 ساعت 13:48

متنی خواندنی در خصوص تاثیر خصوصیات محقق در نتایج تحقیق

متن تفکر برانگیز زیر را در روزنوشته های شعبانعلی خواندم.

 

هافستد بدون شک از معروف ترین دانشمندان در حوزه مطالعات فرهنگی و به طور خاص فرهنگ سازمانی و بین المللی است. وی ده ها هزار پرسشنامه به کشورهای مختلف جهان ارسال کرد تا بتواند پدیده فرهنگ را به درستی تحلیل کرده و «مولفه های فرهنگی» را بررسی و تحلیل کند.

hofstede

هدف من اما، بررسی مطالعات فرهنگی هافستد نیست. بلکه درس بزرگی است که این مرد، در کنار مطالعات و تحقیقات خود برای ما و همه انسانها دارد. در شرایطی که بسیاری از محققان، با تهیه کردن چند صد پرسشنامه، با غرور فراوان، گزارشات خود را ارائه میدهند و غوغا به پا میکنند، هافستد در زمان ارائه تحقیقات خود (که در بیش از ۷۰ کشور و بر مبنای ۱۱۶ هزار پرسشنامه انجام شده بود) مینویسد:

من گرت هافستد هستم و دهه پنجم زندگی خود را میگذرانم. در هلند به دنیا آمده ام. غیر از کار دانشگاهی حدود ۱۰ سال سابقه مدیریتی و صنعتی دارم. چهار فرزند دارم که همه آنها پسر هستند. دوچرخه سواری را دوست دارم و ….

اینها را از این جهت گفتم، که شاید اگر در مقطع دیگری از زندگی بودم، یا در کشور دیگری به دنیا آمده بودم، یا سابقه اجرایی من متفاوت بود یا فرزندان کمتر یا بیشتری داشتم یا در میان فرزندانم دختر نیز داشتم یا مثلاً به جای دوچرخه سواری اهل فوتبال بودم یا …، احتمال داشت که از همین پرسشنامه ها، نتیجه های دیگری استخراج شود!

باید بپذیریم که تحقیقات همیشه به تفکر و سابقه محقق آلوده میشوند و این چیزی نیست که قابل اجتناب باشد. همواره باید در بررسی تحقیق و استخراج نتایج به این پدیده توجه داشت…

فکر میکنم این حرفهای عمیق و بزرگ، نیازمند توضیح بیشتری نباشند…

اظهار نظر

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • مهمان - سهراب

    متن بسیار زیبایی بود ممنون