فهرست مطالب

مدل‌های مدیریت استراتژیک

مدل‌های مدیریت استراتژیک: معرفی ۱۵ مدل کاربردی با مثال

صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و تیم‌های مدیریت اجرایی، برای رشد شرکت خود نیاز به استراتژی‌های بلندمدت و دیدگاه کلان دارند. این برنامه‌ریزی استراتژیک معمولاً ماه‌ها یا سال‌ها پیش از اجرا انجام می‌شود و به تحقیق و مدیریت پروژه گسترده‌ای نیاز دارد. بسته به تخصص تیم و منابع موجود، سازمان‌ها از مدل‌های مختلف مدیریت استراتژیک برای دستیابی به موفقیت بهره می‌گیرند.


مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک فرآیندی است که از طریق آن می‌توان نیازهای سازمان را شناسایی و برای تحقق اهداف، برنامه‌ریزی کرد. به بیان ساده‌تر، مدیریت استراتژیک به نظارت، تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی مستمر نیازهای کسب‌وکار منجر می‌شود تا اهداف سازمانی محقق شوند. از آنجا که محیط کسب‌وکار دائماً در حال تغییر است، سازمان‌ها ملزم‌اند استراتژی‌های خود را به‌طور مداوم بازبینی و به‌روزرسانی کنند.

مدل‌های برنامه‌ریزی استراتژیک ابزارهایی هستند که به سازمان‌ها کمک می‌کنند یک برنامه عملیاتی منسجم برای دستیابی به اهداف تدوین کنند. در ادامه، ۱۵ مورد از محبوب‌ترین این مدل‌ها را معرفی می‌کنیم.


۱. کارت امتیازی متوازن (Balanced Scorecard)

کارت امتیازی متوازن یکی از شناخته‌شده‌ترین مدل‌های مدیریت استراتژیک است که دکتر رابرت کاپلان و دیوید نورتون در سال ۱۹۹۰ آن را معرفی کردند. این مدل بر سه رکن اصلی استوار است:

  • اهداف: اهداف سازمانی سطح بالا
  • اقدامات: فعالیت‌هایی که به تحقق هدف کمک می‌کنند
  • ابتکارات: برنامه‌های عملی برای رسیدن به هدف

در این مدل، وضعیت هر هدف، معیار و ابتکار با رنگ‌بندی مشخص نمایش داده می‌شود؛ رنگ سبز نشان‌دهنده پیشرفت طبق برنامه، و رنگ‌های زرد و قرمز نشان‌دهنده درجات مختلف مشکل هستند.


۲. نقشه استراتژی (Strategy Map)

نقشه استراتژی یک ابزار بصری قدرتمند است که برای انتقال برنامه استراتژیک و تبیین اهداف سازمانی به‌کار می‌رود. این مدل بخش اصلی کارت امتیازی متوازن است، اما به‌تنهایی نیز به‌عنوان یک مدل مستقل مدیریت استراتژیک قابل استفاده است.

مزایای نقشه استراتژی:

  • همه اهداف را در یک استراتژی واحد یکپارچه می‌کند
  • نمایشی ساده، روشن و بصری ارائه می‌دهد
  • دید شفافی از اهداف به کارکنان می‌دهد
  • اهداف کلیدی سازمان را مشخص می‌کند
  • تأثیر اهداف بر یکدیگر را آشکار می‌سازد
  • نشان می‌دهد کدام عناصر استراتژی نیاز به بهبود دارند

۳. تحلیل زنجیره ارزش (Value Chain Analysis)

تحلیل زنجیره ارزش به شناسایی فعالیت‌هایی می‌پردازد که برای کسب‌وکار ارزش‌آفرین هستند. این مدل دو دسته فعالیت دارد:

فعالیت‌های اولیه:

  • لجستیک ورودی
  • عملیات
  • لجستیک خروجی
  • بازاریابی و فروش
  • خدمات پس از فروش

فعالیت‌های حمایتی:

  • زیرساخت‌های شرکت
  • مدیریت منابع انسانی
  • توسعه فناوری
  • تأمین منابع، مالی و موجودی

۴. تحلیل SWOT

ماتریس SWOT یکی از پرکاربردترین مدل‌های مدیریت استراتژیک است. SWOT مخفف چهار کلمه قدرت (Strength)، ضعف (Weakness)، فرصت (Opportunity) و تهدید (Threat) است. قدرت و ضعف به‌عنوان عوامل داخلی، و فرصت و تهدید به‌عنوان عوامل خارجی سازمان بررسی می‌شوند.

یک ماتریس SWOT به سازمان کمک می‌کند تعیین کند در کجا عملکرد خوبی دارد و در چه حوزه‌هایی می‌تواند بهبود یابد.


۵. مدل PEST / PESTEL

PEST مخفف عبارت سیاسی (Political)، اقتصادی (Economic)، اجتماعی-فرهنگی (Sociocultural) و فناوری (Technological) است. هریک از این عوامل برای بررسی محیط کسب‌وکار و شناسایی عواملی که می‌توانند بر سلامت سازمان تأثیر بگذارند، به‌کار می‌روند. مدل PEST اغلب در کنار عوامل خارجی تحلیل SWOT استفاده می‌شود.

نسخه گسترش‌یافته این مدل، PESTEL نام دارد که دو عامل محیطی (Environmental) و قانونی (Legal) را نیز در بر می‌گیرد.


۶. برنامه‌ریزی شکاف (Gap Planning)

برنامه‌ریزی شکاف با نام‌های «برنامه‌ریزی استراتژیک شکاف»، «نیازسنجی» یا «تحلیل شکاف نیاز» نیز شناخته می‌شود. این مدل برای مقایسه وضعیت فعلی سازمان با وضعیت مطلوب آینده و یافتن راه‌حل برای پر کردن این شکاف استفاده می‌شود. برنامه‌ریزی شکاف عمدتاً برای شناسایی دقیق کمبودهای داخلی به‌کار می‌رود.

در این رویکرد، تدوین «نمودار تغییر» یا «برنامه تغییر» ضروری است تا مشخص شود چگونه می‌توان شکاف موجود را برطرف کرد.


۷. استراتژی اقیانوس آبی و قرمز (Blue Ocean / Red Ocean Strategy)

این استراتژی در سال ۲۰۰۴ توسط دبلیو. چان کیم و رنه موبورن، اساتید مؤسسه اروپایی مدیریت بازرگانی (INSEAD)، در کتاب «استراتژی اقیانوس آبی» معرفی شد.

  • اقیانوس آبی: فضای بازار بدون رقابت که سازمان در آن بدون رقیب مستقیم فعالیت می‌کند
  • اقیانوس قرمز: بازار اشباع‌شده و رقابتی که در آن سازمان‌ها برای سهم بازار با هم رقابت می‌کنند

اگر سازمانی بتواند اقیانوس آبی بسازد، یعنی موفق شده ارزش چشمگیری برای کسب‌وکار، کارکنان و مشتریان ایجاد کند.


۸. مدل پنج نیروی پورتر (Porter’s Five Forces)

مدل پنج نیروی مایکل پورتر در سال ۱۹۷۹ معرفی شد و هنوز از مدل‌های معتبر مدیریت استراتژیک به‌شمار می‌رود. پنج نیروی این مدل عبارتند از:

  1. تهدید تازه‌واردان
  2. تهدید محصولات یا خدمات جایگزین
  3. قدرت چانه‌زنی مشتریان
  4. قدرت چانه‌زنی تأمین‌کنندگان
  5. رقابت بین شرکت‌های موجود در صنعت

بررسی شدت هر یک از این نیروها به سازمان کمک می‌کند تأثیر عوامل رقابتی بر آینده کسب‌وکار را بهتر درک کند.


۹. مدل تامپسون و استریکلند (Thompson & Strickland)

این مدل با هدف رفع محدودیت‌های مدل پنج نیروی پورتر طراحی شده است. تامپسون و استریکلند هفت عامل کلیدی را در تحلیل صنعت شناسایی می‌کنند:

  1. ویژگی‌های اقتصادی غالب صنعت
  2. منابع اصلی فشار رقابتی
  3. نیروهای محرکه تغییر در صنعت
  4. موقعیت بازار شرکت‌های رقیب
  5. حرکات استراتژیک رقبا
  6. عوامل کلیدی موفقیت در صنعت
  7. جذابیت کلی و چشم‌انداز سودآوری صنعت

۱۰. چارچوب VRIO

چارچوب VRIO مخفف چهار مفهوم ارزش (Value)، نادر بودن (Rarity)، تقلیدناپذیری (Inimitability) و سازمان (Organization) است. این مدل بیشتر برای تدوین چشم‌انداز و استراتژی کلی سازمان به‌کار می‌رود.

برای ارزیابی با این چارچوب، باید به چهار پرسش پاسخ داد:

  • ارزش: آیا می‌توان با یک منبع خاص از فرصتی بهره برد یا تهدیدی را خنثی کرد؟
  • نادر بودن: آیا رقبای کمی این منبع را در اختیار دارند؟
  • تقلیدناپذیری: آیا تقلید از محصول یا خدمت سازمان برای رقبا دشوار است؟
  • سازمان: آیا ساختار سازمان برای بهره‌برداری از این منبع آماده است؟

پاسخ به این چهار پرسش، چشم‌اندازی دقیق‌تر برای برنامه‌ریزی استراتژیک فراهم می‌کند.


۱۱. مدل اندرو (Andrew’s Model)

کنت اندروز در سال ۱۹۶۵ این مدل مدیریت استراتژیک را تدوین کرد که در ابتدا تنها بر انتخاب استراتژی تمرکز داشت و کنترل و اجرا را نادیده می‌گرفت. در سال ۱۹۷۱، اندروز مدل کامل‌تری ارائه داد که مرحله پیاده‌سازی را نیز در بر می‌گرفت، هرچند ارزیابی و کنترل استراتژیک همچنان در آن جایگاهی نداشت.


۱۲. مدل گلوک (Glueck’s Model)

ویلیام اف. گلوک چندین مدل مدیریت استراتژیک را بر اساس فرآیند تصمیم‌گیری تدوین کرد. مراحل این مدل عبارتند از:

  1. تجزیه‌وتحلیل و تشخیص
  2. انتخاب استراتژی
  3. پیاده‌سازی
  4. ارزیابی

۱۳. مدل شندل و هوفر (Schendel & Hofer Model)

دن شندل و چارلز هوفر مدلی را تدوین کردند که هر دو عملکرد کنترل و برنامه‌ریزی را در بر می‌گیرد. مراحل این مدل عبارتند از:

  1. ایجاد هدف
  2. مطالعه محیطی
  3. طراحی استراتژی
  4. ارزیابی استراتژی
  5. اجرای استراتژی
  6. کنترل استراتژیک

به گفته این دو محقق، فرمول‌بندی استراتژی از سه فرآیند فرعی تشکیل شده است:

  • تجزیه‌وتحلیل محیطی
  • تجزیه‌وتحلیل منابع
  • تحلیل ارزش

۱۴. مدل شماتیک (Schematic Model)

مارک کرول، چارلز پرینگل و پیتر رایت در سال ۱۹۹۴ این مدل را معرفی کردند که شامل پنج مرحله اصلی است:

  1. تحلیل فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی
  2. بررسی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان
  3. تعیین مأموریت و چشم‌انداز سازمانی
  4. ساخت استراتژی
  5. پیاده‌سازی و کنترل استراتژیک

مدل شماتیک با تحلیل محیط بیرونی آغاز می‌شود و سپس به درون سازمان می‌پردازد.


۱۵. مدیریت شایستگی (Competency Management)

مدیریت شایستگی بر سه مفهوم اساسی استوار است:

  • شایستگی (Competency): مجموعه دانش، مهارت و توانایی‌های مورد نیاز
  • شایستگی اصلی (Core Competency): توانمندی‌های بنیادین سازمان که مزیت رقابتی ایجاد می‌کنند
  • شایستگی متمایز (Distinctive Competency): توانمندی‌هایی که سازمان را از رقبا متمایز می‌سازند

جمع‌بندی

در این مقاله ۱۵ مدل مدیریت استراتژیک را بررسی کردیم؛ از کارت امتیازی متوازن و نقشه استراتژی گرفته تا مدل‌های تحلیلی مانند SWOT، PEST و پنج نیروی پورتر. انتخاب مدل مناسب بستگی به اندازه سازمان، صنعت، منابع موجود و اهداف بلندمدت دارد. بسیاری از سازمان‌های موفق ترکیبی از این مدل‌ها را به‌کار می‌گیرند تا دیدگاه جامع‌تری از وضعیت و مسیر آینده خود داشته باشند.