فهرست مطالب
این روزها میهن عزیزمان ایران شرایط بسیار حساسی را تجربه میکند؛ یک جنگ گسترده، ترکیبی و سریع که نتیجه نهایی آن میتواند تا مدتها تأثیر بسیار شگرفی بر سرنوشت نسل فعلی و آیندگان داشته باشد. به فراخور حوزه مورد علاقهام، یعنی مبحث تصمیمگیری و حل مسئله، برخی خطاهای شناختی مرتبط با این شرایط را که بعضاً در گفتوگوها یا تحلیلهای این روزها زیاد میبینم، در ادامه توضیح میدهم. البته سعی کردهام نظر شخصی خود را دخالت ندهم و صرفاً نکات حائز اهمیت را بازگو کنم تا مخاطب، خود تحلیل و جمعبندی کند.
۱. خطای تخمین شدت بر اساس فاصله جغرافیایی
با وجود اینکه در دو هفته اخیر حجم تبادل آتش بیش از جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه است، هنوز در گفتوگوی برخی همشهریان تهرانیام میشنوم که «اگر جنگ شروع شود…». در حالی که دور جدید جنگ مدتهاست شروع شده و اکنون در اوج است؛ منتها تا الان تمرکز دشمن بر شهر تهران کمتر بوده است. ما ناخواسته تمایل داریم شدت و اثر هر پدیده را بر اساس میزان نزدیکی مکانی و زمانی به خودمان تخمین بزنیم و این موضوع باعث اشتباه محاسباتی جدی میشود. مثلاً اگر نزدیک محل سکونتمان انفجارهایی اتفاق بیفتد، تمایل داریم شدت جنگ را بیشتر از واقع برآورد کنیم.
تلنگر مدیریتی
هنوز خیلی از مدیران شرکتها، سناریوی شرایط جنگی را برای کسبوکارشان آماده نکردهاند؛ چون هنوز نزدیک ساختمانشان صدای انفجار نشنیدهاند. در نتیجه، اثرات جنگ را زمانی در کسبوکارشان خواهند دید که شاید برای اقدام لازم دیر شده باشد.

۲. خطای نتیجهگرایی
این خطا به معنی تخمین نتیجه جنگ صرفاً بر اساس نتایج کوتاهمدت آن است. مثلاً در برخی جنگهای تاریخی، یک طرف در کوتاهمدت خساراتی را متحمل شده اما در نهایت با مقاومت و تابآوری توانسته موقعیت جدیدی را در عرصه بینالملل برای خود ایجاد کند. یا برعکس، پیروزیهای مقطعی شکستهای استراتژیک و آسیبهای اعتباری به دنبال داشته است.
تلنگر تحلیلی
پیامدهای جنگ در بازههای زمانی مختلف بسیار متفاوت است. اثرات یک جنگ در روزهای تبادل آتش، مدتی بعد از آتشبس و در بلندمدت میتواند کاملاً متفاوت باشد.
۳. خطا در تعریف اقدام معادل؛ مقدار یا درصد؟
بعضاً گفته میشود که اگر دشمن اقدامی انجام دهد، مثلاً زیرساختی را بزند یا افراد غیرنظامی را هدف قرار دهد، اقدام متقابل انجام میدهیم. اما منظور از اقدام متقابل چیست؟ مثلاً اگر یکی از طرفین ۱۰۰۰ هواپیمای جنگی داشته باشد و طرف دیگر فقط ۵۰ هواپیما، فرض کنیم طرفین شروع کنند یکییکی هواپیماهای یکدیگر را از بین ببرند. وقتی تعداد هواپیماهای منهدمشده هر طرف به عدد ۵۰ میرسد، طرف اول فقط ۵ درصد ظرفیتش را از دست داده، اما کل ظرفیت طرف دوم نابود شده است. پس اگر طرف اول به ۱۰ هواپیمای جنگی آسیب برساند (۲۰ درصد ظرفیت طرف دوم)، اقدام متقابل برای طرف دوم آسیب به ۲۰۰ هواپیمای جنگی (۲۰ درصد ظرفیت طرف اول) است یا همان ۱۰ هواپیما؟

۴. خطا در تعریف معیار پیروزی
گاهی پیروزی در جنگ صرفاً بر مبنای آسیبهای واردشده به دشمن برآورد میشود. مثل این میماند که در یک بازی فوتبال موفق شویم چند گل به حریف بزنیم؛ اما این گلهای زده لزوماً پیروزی ما را تضمین نمیکند. در کنارش باید ببینیم چند گل خوردهایم. اگر در جنگ ما از بین برویم، حتی اگر دشمن را هم نابود کرده باشیم، باز پیروز نیستیم؛ مگر اینکه اثری ماندگار در تاریخ به جای بگذاریم که ازجانگذشتگی ما در قبال آن اثر توجیهپذیر باشد.
۵.خطای نتیجه گرایی (فقدان رویکرد شطرنجی)
در جنگ مهمترین عرصه مبارزه، میان استراتژیستهای جنگ است. استراتژیستها مثل یک شطرنجباز، تفکر و تحلیل سیستمی و چندلایه دارند؛ بنابراین تحلیل هر تصمیم منفردشان بدون در نظر گرفتن سناریوهای بعدی آنها گمراهکننده است. مثلاً انگیزه طرفین از قبول تفاهمنامه چه بوده است؟ آیا واقعاً به دنبال تفاهم بودهاند یا خرید زمان برای آماده کردن شرایط جنگی گستردهتر؟

۶. خطای عملکرد تکبعدی در جنگ ترکیبی
جنگ جاری، جنگی ترکیبی است و ابعاد نظامی، روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارد؛ پس فرمول پیروزی چندمتغیره است. مثلاً در این میدان، طرفی پیروز است که استراتژی نظامی میچیند، همزمان برای توجیه مردم، حفظ وحدت و تخریب روحیه دشمن از نخبگان علوم انسانی و رسانهها به بهترین شکل استفاده میکند، برای نجات کسبوکارها بستههای حمایتی سریع و بهموقع طراحی میکند و برای دریافت حمایت بینالمللی برنامه دارد.
جمعبندی
امیدواریم با درایت، اتحاد و لطف حضرت حق بتوانیم از این شرایط به سلامت عبور کنیم. مشتاق دریافت نظرات و بازخوردهای دوستان عزیزم هستم. اگر نظری درباره هر یک از خطاهای بالا دارید یا خطای جدیدی پیشنهاد میکنید، در بخش دیدگاهها به اشتراک بگذارید.
سؤالات متداول درباره خطاهای شناختی در زمان جنگ
خطای شناختی در زمان جنگ چیست؟
خطای شناختی نوعی الگوی ذهنی است که میتواند برداشت ما از شدت بحران، نتیجه جنگ، معیار پیروزی یا اقدام متقابل را منحرف کند و به تصمیمگیری نادرست بینجامد.
چرا فاصله جغرافیایی بر درک ما از شدت جنگ اثر میگذارد؟
چون انسان معمولاً رویدادهای نزدیک به خود را شدیدتر و واقعیتر از رویدادهای دورتر درک میکند. به همین دلیل، نبود صدای انفجار یا درگیری در نزدیکی محل زندگی نباید معیار سنجش شدت کلی جنگ باشد.
منظور از خطای نتیجهگرایی در جنگ چیست؟
یعنی نتیجه نهایی جنگ را فقط با پیامدهای کوتاهمدت بسنجیم. خسارت یا پیروزی مقطعی ممکن است در بلندمدت به نتیجهای متفاوت، از جمله شکست استراتژیک یا تقویت موقعیت بینالمللی، منجر شود.
اقدام متقابل معادل باید بر اساس مقدار سنجیده شود یا درصد؟
مقاله نشان میدهد که برابری عددی همیشه به معنای برابری واقعی نیست. وقتی ظرفیت طرفین متفاوت است، باید علاوه بر تعداد، نسبت خسارت به کل ظرفیت هر طرف نیز سنجیده شود.
چرا تحلیل یک تصمیم منفرد در جنگ میتواند گمراهکننده باشد؟
زیرا تصمیمهای راهبردی معمولاً بخشی از یک سناریوی چندمرحلهای هستند. بدون شناخت حرکتهای بعدی، انگیزهها و هدف بلندمدت، ارزیابی یک تصمیم منفرد ناقص خواهد بود.
مدیران کسبوکار در شرایط جنگی باید به چه نکتهای توجه کنند؟
نباید تا مشاهده مستقیم آثار جنگ صبر کنند. آمادهسازی سناریوی شرایط جنگی و بررسی پیامدهای اقتصادی، عملیاتی و انسانی بحران باید پیش از شدید شدن اثرات انجام شود.